خرید بک لینک

...

می آیم ولی این بار نه

می نویسم چیزی بی تکرار نه

بر می گردم روزی و تو

می گویی که این بار نه

پ.ن : دوست داشتم دوباره برگردم و ابتدا کنم به نوشتن ولی متاسفانه وقت ندارم ولی منتظر برنامه های تازه باشید. به زودی خبر های خوبی توراهه

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۶ساعت 17:46&nbsp توسط مهرداد نوذری |

برچسب: نویسنده: آریا نیکنام تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 3:18

Mehrdadnozari.blogfa.com

برچسب: نویسنده: آریا نیکنام تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 21:41

می آیم ولی این بار نه

می نویسم چیزی بی تکرار نه

بر می گردم روزی و تو

می گویی که این بار نه

پ.ن : دوست داشتم دوباره برگردم و شروع کنم به نوشتن ولی متاسفانه وقت ندارم ولی منتظر برنامه های جدید باشید. به زودی خبر های خوبی توراهه

+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۶ساعت 17:46&nbsp توسط مهرداد نوذری |

برچسب: نویسنده: آریا نیکنام تاريخ: شنبه 4 آذر 1396 ساعت: 4:15

من یه گلدون پر از گل بودم وزش چشم تو پاییزم کرد عشق من! عشق به دست آوردنت با همه دنیا گلاویزم کرد مردم از تشنگی اما لب تو یه عطش به خنده دعوتم نکرد بین این اومدهها و رفتهها هیچکس مثّ تو اذیتم نکرد سر این سفره هنوزم یه نفر روز و شب منتظر مهمونه مطمئن باش کسی قادر نیست منو از عشق تو برگردونه اگه دوس نداشتی رنجوندنمو هیچوقت از تو نمیرنجیدم اگه زندگی میکردی با من زندگیمو به تو میبخشیدم نبادامه مطلب

برچسب: گلدون, نویسنده: آریا نیکنام تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:25

تو راست می گفتی که این قطار قدیمی هر کی را برده به مقصد نرسونده
..................
انگار همین قطار قدیمی بود که راه و به من نشان داد از بیراهه
..................
مثل خط های ریل راه آهن مثل آهنگ های غمگین کوتاه و پر از غم
..................
آخرش برام چیزی نموند و هنوز بی خبرم از همه چیز و منو از همه چیز ترسونده
..................
با تشکر از ورود شما به قطار قدیمی/ امیدوارم لذت ببرید...


برچسب: دغدغه,باران, نویسنده: آریا نیکنام تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:25

ما گدایان خیل سلطانیم شهربند هوای جانانیمبنده را نام خویشتن نبود هر چه ما را لقب دهند آنیمگر برانند و گر ببخشایند ره به جای دگر نمیدانیمچون دلارام میزند شمشیر سر ببازیم و رخ نگردانیمدیگران در هوای صحبت یار زر فشانند و ما سر افشانیممر خداوند عقل و دانش را عیب ما گو مکن که نادانیمهر گلی نو که در جهان آید ما به عشقش هزاردستانیمتنگ چشمان نظر به میوه کنند ما تماشاکنان بستانیمتو به سیمای شخص مینگری مادامه مطلب

برچسب: دریچه,فرهنگ, نویسنده: آریا نیکنام تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:25

ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺎ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ...ﻣﻦ ﻋﺎﺷﻖ ﮔﯿﺘﺎﺭ ﻭ ﺑﺎﺭﻭﻧﻢ...ﻣﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺗﺎ ﻇﻬﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺑﻢ!ﻣﻦ ﻫﺮ ﺷﺒﻮ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺪﺍﺭﻡ...ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺎ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﺳﺎﮐﺘﻢ، ﺳﺮﺩﻡ!ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺭﻡ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﻡ ﺷﺎﯾﺪﭘﺎﺋﯿﺰ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ ﺑﺮﮔﺮﺩﻡ!!!ﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺎ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖﻣﯽ ﺑﻮﺳﻤﺖ ﺍﻣﺎ ﻧﻤﯽ ﻣﻮﻧﻢﺗﻮ ﺩﺍﺋﻢ ﺍﺯ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯽﻣﻦ ﺣﺎﻝ ﻓﺮﺩﺍﻣﻢ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ!ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﯾﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﺤﮑﻢ ﺑﺎﺵ...ﺁﻏﻮﺵ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﻣﺤﮑﻢ ﻧﯿﺴﺖ!ﺻﺪﺑﺎﺭ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺎﺯ ﯾﺎﺩﺕ ﺭﻓﺖﺩﻧﯿﺎﯼ ﻣﺎ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ... http://fادامه مطلب

برچسب: دنیای, نویسنده: آریا نیکنام تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:25

برام مهم نیست من که باشم و تو که باشی

همین که کنارم باشی برای من کافیست

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 11:18 توسط مهرداد نوذری |

برچسب: کنار,باشی, نویسنده: آریا نیکنام تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:25

باریدم، باریدم، گل دادی/باریدم، تا دیدم گل دادی

گلدون از بارون بیزار شد/لعنت به چشمی که بیمار شد

سینا حجازی

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 23:4 توسط مهرداد نوذری |

برچسب: باریدم, نویسنده: آریا نیکنام تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:25

به قلمِ عليرضا عرفاني که براي اولين بار مي توانيد از اينجا بخوانيد***"جنون شعر من از سطر اول مي زنه بيرون"*** چنگيز شعري در قالب ترکيب بند، بر وزن مفاعيلن مفاعيلن مفاعيل و با درونمايه اي عالي و پر مفهوم است. صنايع ادبي به کار رفته در اين شعر در کنار شيوه ي خاص استفاده از واژگان مختلف، تعابير ناب و مثال هاي هنرمندانه و ظريف براي تشريح موضوع و هدف شعر، قلم "علي اکبر ياغي تبار" را فرياد مي زنند. در اادامه مطلب

برچسب: تفسیر,ترانه,چنگیز, نویسنده: آریا نیکنام تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:25

می توان در گریه هایم چشمان عاشق دید

تو بیا تا باور کنی چه می گویم

از آسمان هم که باران می بارد

باز هم آن عاشق را می بینم

کسی هر روز به امیدش از خواب بیدار می شدم

بی آنکه به کسی دیگر فکر کنم

راهم را ادامه می دادم تا به او برسم

اما حیف که او یک قدم از من جلو تر بود

+ نوشته شده در جمعه هجدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 10:53 توسط مهرداد نوذری |

برچسب: جلوتر, نویسنده: آریا نیکنام تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:25

می نویسم گاهی، بی آنکه فکر فردا باشم کسی از قدیم خواستمش امروز جدا شد از چیزی نمی ترسم اما ترس در وجودم هست گاهی عاشقانه برایت می نویسم و تو نمی خوانی چه بگویم و به چه کسی بگویم؟ کسی که عاشقش بودم، با من نبود رفت و تنهایم گذاشت و به پشت سرش نگاه نکرد به روزهایی که با هم خوش بودیم به روزهایی که کسی فکرش را نمی کرد که تمام شود اما حیف که دیگر تو نیستی و ببینی که "درد عشقی کشیده ام که مپرس" + نوشتادامه مطلب

برچسب: مپرس, نویسنده: آریا نیکنام تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:25

تو راست می گفتی که این قطار قدیمی هر کی را برده به مقصد نرسونده
..................
انگار همین قطار قدیمی بود که راه و به من نشان داد از بیراهه
..................
مثل خط های ریل راه آهن مثل آهنگ های غمگین کوتاه و پر از غم
..................
آخرش برام چیزی نموند و هنوز بی خبرم از همه چیز و منو از همه چیز ترسونده
..................
با تشکر از ورود شما به قطار قدیمی/ امیدوارم لذت ببرید...


برچسب: گرافیکی,وبلاگ, نویسنده: آریا نیکنام تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:25

اونکه همیشه یادته خود منم

اونکه همیشه تنهات نمیذاره خود منم

اونکه همیشه با تو بوده خود منم

اونکه همیشه جای خالیت دیوونش کرده خود منم

تا ... دیمدمش این شعر به ذهنم آمد و به خودش «…» تقدیم می کنم

برچسب: خود منم,خاموش خود منم,این خود منم, نویسنده: آریا نیکنام تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 10:34

ای نوش کرده نیش را بی خویش کن با خویش را

با خویش کن بی خویش را چیزی بده درویش را

تشریف ده عشاق را پر نور کن آفاق را

بر زهز زن تریاق را چیزی بده دروش را

مولانا، دیوان شمس

برچسب: نویسنده: آریا نیکنام تاريخ: يکشنبه 7 آذر 1395 ساعت: 10:34

صفحه بندی