خرید بک لینک

از تیکه تیکه قلبم روزاشو ساخت اما بامن نبود یک لحظه حتی تو خو.اب

مثل چنگیز که ایران رو ویرون کرد من ویرونت گشتم از حتی خواب

مثل درختی که هربار شاخه اش رو شکست از داد وقتی پاییز بود

مثل یه طوفان اومدی و منو نابود کردی گردباد هم اینجوری دلش راحم تر بود

قفس درش آهنیه قلبت از سنگ می مونه انگار خودت خبر نداری

چشمات پر از خونه تنت پر از درده برام اما حرفامو نمی فهمی

چشمه خشکید از کویر کم آورد آب از آتش کم آورد

سر درد و دردسر داشتم برام تسکین مسکن آورد

چشمام پر از اشکه برات انگار هوای بارونیه

نفس زدن کنار تو آخر دردناکیه

قلبت سیاه شده از من انگار من یزیدم

آروم نمی مونی اینجا انگار من تورو دزدیده ام

همیشه تو نگاهت یه درد نا معلومه مثل بارون که اصلا اینجا نمی باره

اشکات سرازیر می شن از خودم اختیاری ندارم اشکای من دیگه نمی باره

خسته از تموم این دنیا انگار دیگه فردا از جام پا نمیشم

درد عجیبی دارم از خواب هم پا نمیشم

مثل گوزنی که هربار از شلیک تفنگ دور میشه

من خودم بودم اما هرگر دیدم نمیشه

اصلا حواست به چی بود اصلا به یکی نگاه می کردی

تو که چشمات سیاه بود و تاریک بگو به من نگاه می کردی

چی بگم از این دنیا همش وارونست اینجا

یکی بیاد نجاتم بده از این آدمی که اینجا

برچسب: نویسنده: آریا نیکنام تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 3:12

صفحه بندی